هر استودیوی طراحی، دیر یا زود از خودش یک پرسش ساکت میپرسد: ما واقعاً چه میخواهیم بگوییم؟ برای ما، پاسخ بهآرامی و در طول سالها شکل گرفت؛ در پروژههایی که بارها به یک ایدهی مشترک بازمیگشتند — اینکه یک شیء، یک اتاق یا یک باغ میتواند چیزی فراتر از کارکرد را با خود حمل کند. میتواند یک نشانی با خود داشته باشد.
«نشانی» — واژهای که این باور را، وقتی کاملاً شکل گرفت، نامگذاری کرد. نشانی به معنای متعارف یک برند نیست، بلکه یک نمایشگاه تکرارشونده، یک روش، و اکنون خانوادهای از کالکشنهاست که یک مکان، یک خاطره یا یک اثر ادبی را به فرمی فیزیکی ترجمه میکنند.
چرا یک نشانی، نه یک داستان؟
داستان را میتوان گفت و فراموش کرد. اما نشانی، وقتی داده شود، همیشه قابل بازگشت است. این تفاوت برای ما اهمیت دارد. وقتی شیئی الهامگرفته از حوضهای پلکانی باغ شازده ماهان طراحی میکنیم، یا نیمکتی با ارجاع به کاشیکاری یک حیاط کاشانی، در حال روایت یک داستان نیستیم — در حال دادن یک مکان به مخاطب هستیم که بتواند، از طریق خودِ شیء، به آن بازگردد.
«برای ما، دیزاین یافتن یک نشانی است؛ نشانیِ یک مکان، یک خاطره یا روایتی که هنوز گفته نشده است.»
به همین دلیل، پژوهش همیشه پیش از فرم در فرآیند ما میآید. پیش از آنکه حتی یک طرح اولیه کشیده شود، هفتهها را با یک مکان میگذرانیم — اقلیمش، متریالهایش، نحوهی افتادن نور روی دیوارهایش در ساعات مختلف. تنها زمانی که این پژوهش به چیزی قابللمس رسید، ترجمهی آن به یک شیء آغاز میشود.
پنج نمایشگاه بعد، این رویکرد تنها عمیقتر شده است. هر «نشانی» جدید سختتر از قبلی است، چون معیاری که برای خودمان گذاشتهایم دیگر «آیا این زیباست» نیست، بلکه «آیا این شیء هنوز بهعنوان یک نشانی کار میکند — آیا کسی میتواند مقابلش بایستد و بهجای دیگری برسد.»